بازار آبشده زبان خودش را دارد: مظنه، لفظ، مثقال، عیار، حواله. این واژهنامه هر کدام را در یکی دو جمله توضیح میدهد؛ برای طلافروشی که تازه آنلاین کار میکند، یا مشتریای که میخواهد بداند روی تابلو چه میبیند
قیمت و وزن
- مظنه
- قیمت یک مثقال آبشده؛ عددی که بازار آبشده با آن نرخ میدهد و قیمت گرم و مبلغ معامله از آن حساب میشود
- مثقال
- واحد وزن در بازار طلای ایران، برابر ۴٫۳۳۱۸ گرم. با مثقال شرعی که ۴٫۶۰۸ گرم است فرق دارد. برای تبدیل، ماشینحساب طلا را ببینید
- قیمت هر گرم
- مظنه تقسیم بر ۴٫۳۳۱۸
- عیار
- نسبت طلای خالص در هر هزار واحد وزن. ۷۵۰ یعنی ۷۵ درصد طلای خالص، همان ۱۸ عیار؛ ۹۹۵ تقریباً طلای خالص است
- ریگیری
- سنجیدن عیار طلا؛ پیش از معاملهی طلایی که عیارش معلوم نیست انجام میشود
- فاصلهی خرید و فروش
- فرق نرخی که فروشنده با آن میخرد و نرخی که با آن میفروشد؛ هر فروشگاه برای هر کالا خودش تعیین میکند
- انس
- واحد قیمت جهانی طلا و نقره، برابر حدود ۳۱٫۱ گرم. قیمت انس به دلار است و بر نرخ داخلی اثر میگذارد
- پلهآهنی
- نامی که طلافروشان به بازار طلای تهران میدهند؛ جایی که نرخ نقدی آبشده شکل میگیرد
معامله
- لفظ
- پیشنهاد خرید یا فروش با نرخ و مقدار مشخص. لفظ دادن یعنی پیشنهاد گذاشتن و لفظ گرفتن یعنی قبول کردن لفظ کسی دیگر. در تالار سفارش طلاکُنش هر لفظ مهلت دارد و گرفتنش معاملهی واقعی است
- نقدی
- معاملهای که تحویل و تسویهاش همان روز است
- فردایی
- معاملهای که تحویل یا تسویهاش به روز بعد میافتد. طلاکُنش برای معاملات نقدی و فیزیکی طراحی شده و مسئولیت ثبت معاملهی فردایی با خود فروشگاه است، نه طلاکُنش
- همکار
- طلافروش دیگری که با او معامله میکنید؛ معمولاً با نرخ و سقف اعتبار جدا از مشتریهای خرد
- تابلو
- فهرست نرخ خرید و فروش کالاهای یک فروشگاه که مشتریها میبینند. در طلاکُنش تابلوی مظنه زنده روی گوشی مشتری است
- تأیید سفارش
- قبول کردن سفارش مشتری از طرف فروشنده؛ بعد از تأیید، معامله ثبت و حساب بهروز میشود
حساب
- حواله
- انتقال طلا یا وجه از حساب یک نفر به حساب دیگری نزد همان فروشگاه
- بیعانه
- مبلغی که مشتری پیش از معامله نزد فروشگاه میگذارد تا پشتوانهی معاملههایش باشد
- تسویه
- صاف کردن حساب، با پرداخت پول یا تحویل طلا
- سقف اعتبار
- بیشترین اندازهای که یک مشتری میتواند طلا یا پول بدهکار شود. در حساب مشتریان طلاکُنش هیچ سفارشی از آن رد نمیشود
- مانده
- جمع حساب یک مشتری در این لحظه؛ بستانکار یعنی از فروشگاه طلب دارد و بدهکار یعنی به فروشگاه بدهکار است
کالاها
- سکه امامی
- سکهی تمام بهار آزادی طرح جدید
- نیم سکه و ربع سکه
- نیم و یکچهارم سکهی تمام؛ هر کدام جدا و به عدد معامله میشود
- شمش
- طلای قالبریزیشده با وزن و عیار مشخص
- طلای دست دوم
- طلای ساختهشدهی کارکرده که به گرم و با عیارش معامله میشود
سؤالهای رایج
فرق مظنه با قیمت هر گرم چیست؟
مظنه قیمت یک مثقال است و قیمت هر گرم از تقسیم مظنه بر ۴٫۳۳۱۸ به دست میآید. بازار آبشده با مظنه نرخ میدهد، اما معامله میتواند به گرم هم باشد
لفظ دادن و لفظ گرفتن یعنی چه؟
لفظ دادن یعنی پیشنهاد خرید یا فروش با نرخ و مقدار مشخص گذاشتن، و لفظ گرفتن یعنی قبول کردن لفظ کسی دیگر. وقتی لفظی گرفته شود، معامله قطعی است
فرق معاملهی نقدی و فردایی چیست؟
در معاملهی نقدی تحویل و تسویه همان روز است؛ در معاملهی فردایی تحویل یا تسویه به روز بعد میافتد. طلاکُنش برای معاملات نقدی و فیزیکی طراحی شده و مسئولیت ثبت معاملهی فردایی با خود فروشگاه است، نه طلاکُنش